ذهن آتشین

یادداشتهای شطرنج ایرج روزدار

سوزان‌جان، عشق آسان نمود اول ولی بعدش رفت به ترکستان


حضرت سوزان‌پولگارکبیر امروز یک ایمیل برایم مرحمت نموده و در آن به شرح یک تصویر حاوی چیدمان شطرنج پرداخته و دیدگاه خویش را برای این بنده عقب‌مونده شرح مبسوط داده تا یک مقدار چیز یاد بگیرم و آدم شوم و مانند داش‌رضا بتوانم قهرمانی کاروآنا در سال ۲۰۱۵ را جشن بگیرم و غیره و غیره و غیره!
نخست اجازه دهید تا تصویر ارسالی سوزان را نشان دهم و سپس به شرح ماوقع و راهنمایی ایشان بپردازم و نشان دهم که به نظرم آنچه سوزان در ذهن داشته و دارد و قلمی فرموده، از اساس اشتباه است که است!

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

در تصویر مشخص می‌باشد که سیاه حرکت خویش را انجام داده: یعنی شاه را از خانه f8 به خانه g7 برده (Kg7 نموده) تا راه برای طرح موردنظر سوزان مهیا گردد
طرح سوزان چنین است که اسب d7 را به ترتیب در خانه‌های f8 و e6 و سرانجام d4 بنشاند و به برتری دست یابد
همه این چیزهایی که در ایمیل سوزان و تصویر ارسالی ایشان است را در قالب یک تصویر متحرک نشان می‌دهم:

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

حضرت خواجه بزرگ، جناب حافظ این مرزوبوم، جاودانه فرمود که "عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"
حالا حکایت ما با حضرت خانم سوزان‌پولگارکبیر است!
خب بیایید با من همراه شوید تا از دو راه متفاوت نشان دهم که چرا حضرت سوزان اشتباه کرده و حق با ایشان نیست:

اگر بازی شطرنج یک‌طرفه بود و فقط سیاه حق حرکت داشت و سفید هویجوری بدل به یک تکه چوب خشک می‌شد، خب می‌شد پیشنهاد سوزان را با یک من عسل میل نمود ولی سوزان حواسش نبوده که سیاه، شاه خود را حرکت داده و اینک نوبت با سفید است و سفید هم به اندازه کافی عقل دارد تا دست سیاه را بخواند و کاری کند که نقشه او را عقیم گذارد
یکی از بهترین طرحهای سفید در چیدمانی که سوزان فرستاده و پس از حرکت شاه سیاه به g7 را در تصویر متحرک زیر نشان داده‌ام:

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

بنابراین و با طرح سفید، هیچ راهی برای سیاه باقی نمی‌ماند تا اجازه دنبال نمودن طرح سوزان را داشته باشد و همچنان که نوشتم، افکار سوزان برایم عجیب و عقیم است و راه به جایی نمی‌برد

اما نکته دوم که سوزان از آن غافل بوده و این برایم مایه تعجب است که شطرنجبازی در مرتبت سوزان نتواند بدان بیندیشد و به دیگران پیشنهاد دهد آن است که اصولا چرا سیاه در نوبت خویش به حرکت شاه پرداخته تا راه برای چهار حرکت متوالی اسب فراهم گردد و اسب در مرکز نشیند؟ (یادتان باشد که طرح سوزان چهار فرصت – تمپ – را از سیاه می‌گیرد و چهار تمپ چیز اندکی نیست و سفید در این مدت می‌تواند به راحتی چندین طرح و حرکت خوب ارایه دهد)
خب سوزان خیلی ساده می‌توانست بجای حرکت مسخره Kg7 به بازی با اسب بپردازد و حرکت قدرتمند Nc5 را انجام دهد تا پس از آن و با حمایت رخها و اسب نشسته در خانه f6 بتواند به برتری کامل در مرکز و سوق دادن سفید به شکست قطعی بپردازد
تصویر طرح پیشنهادی بنده برای سیاه را در تصویر متحرک زیر ملاحظه فرمایید با این توضیح که شاه سیاه را به خانه f8 برگردانده و بازی با نوبت سیاه را با حرکت Nc5 آغاز کرده‌ام:

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


و این هم از حدیث امروز بنده با ایمیل ارسالی حضرت سوزان خانم و چیدمان و طرح پیشنهادی وی
راستی تا یادم نرفته از نوابغی چون خیرخواه و داش‌رضا و شفیعی و مملی و غیره بپرسم که آیا کلمه جایگزینی برای نامیدن سوزان به ذهنشان نرسیده تا من و ما از گمراهی بدر آییم؟
مثلا شوزان یا ژوشان یا جوژان یا هرچیز من‌درآوردی دیگر هم که باشد خوب است هاااااا
چاکر همه لات‌ولوتهای شطرنج ایران بویژه ادیبانی که هر ثانیه یک واژه جدید بیرون می‌دهند ولی نمی‌دانم از کجایشان!
این پرسش را نیز از همه قدما دارم و بویژه مایلم کاظم‌مرتضوی که همه می‌گویند اخلاق خیلی بدی دارد و تندخو است و فقط در مقابل مرحوم سالور، دست به سینه می‌ایستاد؛ بپرسم که آیا محمدزارعی واقعا پنجاه سال در زمینه شطرنج به نگارش در نشریات مشغول بوده؟ راستش بنده از سن چهار سالگی شطرنج آموختم و کتب و نشریات را از زمان شاه و تاکنون مطالعه می‌کردم و هرگز اسم محمدزارعی را ندیدم و نشنیدم و فقط در یک سال اخیر بوده که به یمن مجیزگویانی چون داش‌رضا و احمدخان با نام وی آشنا شده‌ام؛ و خودش و مجیزگویانش هم یک لقب استاد به آنجایش بسته‌اند و می‌گویند که پنجاه سال است به نگارش در زمینه شطرنج مشغول می‌باشد و غیره و غیره و غیره
کاظی‌جون یک فتوایی از خودت در ور کن که جون مولا همین روزها به درجه آیت‌العظمی خواهی رسید و نونت توی روغن خواهد بود هااا
تنکس و های و بای و اوپس و کاروآنا با عکس تنگ ماهی در سال ۲۰۱۵ قهرمان جهان خواهد شد!!!
زکی!
علامت !!! را به یاد ممدخیرخواه گذاشتم تا خیلی تعجب کند

 پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند


دیشب یک پیامک از فردی ناشناس به شماره 0990 520 4130 برایم ارسال شد که در آن چنین نوشته است:
۵۲-۳-۵۹۳۱
۴۱:۰۲
اگر زمان جستجوت در ویکی‌پدیا را می‌دانستم بلای امیردولاب را تکرار میکردم تا ادای روشنفکرها را درنیاری


اشاره این فرد بزدل و بیسواد به مطلب قبلی وبلاگم است که در آن به گفته‌ها و نوشته‌های مهمل افرادی چون عادل‌فردوسی‌پور و رضا‌مهدی‌پور برای وررفتن جاهلانه با اسامی خارجی، اشاره کردم و از کتاب غلط‌انداز دکترابوالحسن‌نجفی با عنوان "غلط ننویسم" و جوابیه دندان‌شکن دکترمحمدرضاباطنی در سلسله مقالاتی با عنوان "اجازه دهید غلط بنویسیم" یاد کردم و بخشهایی از آن را برای خوانندگان گرامی وبلاگم نقل نمودم
این فرد بزدل و بیسواد از قماش همان کپی‌کار جاهلی‌ست که خودش به خودش لقب استاد شطرنج داده و از سایت درپیتی خویش با عنوان "پرمخاطب‌ترین سایت" یاد می‌کند و همواره یک دسته‌گل مسخره به آب می‌دهد و همراه با دوستش مملی می‌نویسد که فابیوکاروآنا در سال ۲۰۱۵ قهرمان جهان می‌شود و از رو نمی‌رود که نمی‌رود
این ابله تصور می‌کند که همگان مانند خودش بی‌پدرومادر و بیسواد هستند و هیچ هنری در ذهن و دست و قلم خود ندارند و همچون افراد علیل مدام به سایتهای خارجی در اینترنت متوسل می‌شوند و از بلومبرگ نقل می‌کنند که فابیوکاروآنا در سال ۲۰۱۵ قهرمان جهان می‌شود و براین سیاق باور نموده که بنده نیز همین دیروز با کتاب ابوالحسن‌نجفی نادان و مقاله جوابیه دکترباطنی دانا، در سایت ویکی‌پدیا آشنا شده‌ام و آنها را چون خودش کپی‌پست نموده‌ام و لابد انتظار داشته تا یک اینجا و اونجا هم کنار نوشته‌هایم بگذارم!
باید بگویم که خیر!
بنده در دهه شصت و از دوران جنگ که این کتابها و مقالات بیرون آمدند، آنها را با درآمد ناچیزی که از دستفروشی در فلکه‌شهرداری و چهارراه‌زند شیراز به دست می‌آوردم، خریدم و خواندم و هنوز آنها را با همه دیسک‌کمر و سکته‌مغزی و ناتوانی جسمانی که دارم، ازین خانه استیجاری بدان خانه استیجاری می‌برم و آنچه در مطلب قبلی‌ام از نجفی و دکترباطنی نقل نمودم را با دست خودم و کلمه‌به‌کلمه تایپ نمودم و بسیار مراقب بودم که در تایپ با کیبورد اشتباه نکنم و حتی به رسم امانت همه ویرگولها و نقطه‌گذاریها را نیز مطابق اصل نوشته، رعایت و تایپ نمودم و مانند آن گوساله و گله گوساله‌ها از ویکی‌پدیا کپی‌پست ننمودم
جای تعجب دارد که این شخص چنان بی‌پدرومادر و بیسواد است که حتی عقلش نرسیده تا یک جستجوی ساده در گوگل کند و ببیند آیا مقاله دکتر باطنی در اینترنت یافت می‌شود؟ ( کتاب "غلط ننویسیم" به صورت فایل PDF در اینترنت موجود و به رایگان قابل دانلود است، ولی بنده از روی کتاب کاغذی و همان که در شیراز خریدم، تایپ نمودم)
نخست تصاویری از کتاب نجفی و مقالات دکترباطنی را که با دوربین موبایلم گرفتم، برای ریختن آب به مکان سوخته آن شخص بی‌پدرومادر و بیسواد، به نمایش می‌گذارم و سپس چند خطی اضافه خواهم نمود:▼

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


همانگونه که مشاهده فرمودید کتاب و مقاله اصل هستند و بنده مواردی را که در وبلاگم نقل نمودم با دستان خسته خودم که بویژه پس از سکته مغزی، خسته‌تر و کندتر نیز شده‌اند، کلمه‌به‌کلمه و با دقت تایپ نمودم بلکه گله خران و گاوان داعشی ایران را قدری به خود آورم
اما پرسش مهم از این ابله بی‌پدرومادر و بیسواد آن است: گیرم که بنده یا هر شخص دیگر این چیزها را از اینترنت و سایتها کپی‌پست نموده باشد، مگر جرمی مرتکب شده‌ایم؟
مگر اینترنت و سایتها و بویژه ویکی‌پدیا ارث پدر بیسوادت است که مردم حق ندارند از آن مطلبی استخراج و درج نمایند؟
مگر خر و گاوی چون تو که فقط به اتکا کپی‌نمودن چشم‌بسته و جاهلانه از سایتهای خارجی، اینهمه گه‌کاری می‌کنی و بدون تفکر همراه با دوستت مملی برمی‌داری می‌نویسی که سایت بلومبرگ خبر داد فابیوکاروآنا در سال ۲۰۱۵ قهرمان جهان می‌شود و چند روز بعد نیز اضافه می‌کنی که فابیوکاروآنا رکورد درجه الو مگنوس و کاسپارف را شکست و فراتر از آنها رفت، حق دارد و رویش می‌شود که به دیگران بگوید که در گوگل جستجو نکنند؟
مگر فکر می‌کنی من نمی‌دانم روح کثیفت را به پول فروخته‌ای و برای درج هر آگهی درپیتی در سایتی که فقط خران و گاوان عضو آن می‌شوند و به اخبارش اعتماد دارند، حتی به دوستانت نیز نارو می‌زنی؟
ابله بدان که دوستانت بسیار از بیسوادی و طماعی تو برایم گفته و نوشته‌اند و من سالهاست که می‌دانم برای هر مسابقه در گوشه‌کنار کشور چقدر پول می‌گیری و آنقدر بی‌چشم‌ورو هستی که حتی خواهش و تمنای دوستان قدیمی‌ات مبنی بر اینکه فعلا یک اطلاع‌رسانی برای مسابقه شهر ما بکن و ما پس از ثبت‌نام مسابقه و اخذ ورودیه از شطرنجبازان، پولت را می‌دهیم را نیز زمین می‌گذاری و با وقاحتی که مختص افراد زنازاده و بی‌پدرومادر و بیسواد است، رفتار می‌کنی

من به خودم متکی هستم، به هوش و دانش خودم متکی هستم، به هنرهایی که در ذهنم و دستانم پرورانده‌ام، به کتابهایی که نوشتم و کتاب درسی شد و اگر در این ویرانه آدمی باشد که یک ذره سواد داشته باشد، آنگاه نه تنها جرات نمی‌کند مانند توی بی‌پدرومادر و بیسواد پیامک بنویسد بلکه با احترام یاد می‌کند وقتی بداند بنده نخستین کتاب برنامه‌نویسی به زبان سی را با بیش از ۵۰۰ صفحه نوشتم و کتابم بدل به کتاب درس دانشگاه شد و چندین فیلمنامه نوشتم که بزرگانی چون نجف‌دریابندری و همسر گرامی‌اش مرحوم خانم فهیمه‌راستکار و نیز ابراهیم‌حقیقی و آیدین‌آغداشلو و خسرودهقان و رخشان‌بنی‌اعتماد و رسول‌صدرعاملی و کیانوش‌عیاری و عباس‌کیارستمی و بهمن‌فرمان‌آرا و زاون‌قوکاسیان که دیگه خیلی با هم رفیق بودیم در اصفهان و بسیار افراد دیگر آنها را ستودند
باور می‌کنید که جناب نجف‌دریابندری و مرحوم خانم فهیمه‌راستکار چنان از خواندن فیلمنامه‌هایم به وجد آمده بودند که دچار سردرگمی شده بودند و با حالتی غیرعادی از من که توی خانه‌شان (تهران، خیابان ولی‌عصر، فرعی چهرازی) و روبرویشان نشسته بودم؛ مدام می‌پرسیدند که آقای روزدار شما واقعا اینها را خودت نوشته‌ای؟ و من می‌خندیدم و سپس آنها لبخند می‌زدند و باز هم می‌پرسیدند که سن شما چقدر است؟ واقعا به سن شما نمی‌آید که اینقدر پخته و مسلط این فیلمنامه‌ها را نوشته باشید! و خلاصه این هیجان و سردرگمی آقا و خانم دریابندری برای من بدل به یکی از شیرین‌ترین لحظات زندگی‌ام شده است
خب می‌بینید که خیلی خدنگ روی پای خودم ایستاده‌ام و به هیچ بی‌پدرومادر و بیسواد و مخنث و فاحشه‌ای نیز باج نمی‌دهم و هر گهی که دلتان می‌خواهد بروید بخورید، نوش‌جان!

وقتی فردی مثلا یک ذره باسواد مانند محمدخیرخواه به علامت ! می‌گوید: علامت تعجب و علیرضا‌شفیعی که گویا یکی دو ترجمه در کارنامه دارد و ناسلامتی نایب‌رییس فدراسیون شطرنج است و می‌گویند اندک سوادی دارد، برمی‌دارد نام حضرت‌ریچارد رتی را به صورت "ریشارد رتی" می‌نویسد؛ دیگر وقت آن است تا رسما به همشهری اهوازی خودم یعنی سرلشکر (دریابان) علی‌شمخانی بگویم که ببم‌جان زودتر یک فکری به حال مملکت بکن که راس‌راستکی بروبچ داعش در حال تسخیر تهروون و رشت و اینجا و اونجا و همه‌جا هستند و شماها خبر ندارید!

می‌دانید چرا امثال گزارشگر بیسوادی چون علیفر دچار فاحش می‌گردد و گول زرنگ‌بازی یک جوان ایرانی را می‌خورد؟ برای آنکه بیسواد است و نه از کامپیوتر و اینترنت چیزی می‌داند و نه شعور کافی دارد و خلاصه بی‌ریشه است
بنده هرگاه می‌خواهم درباره یک چیزی در اینترنت به جستجو بپردازم و فرا بگیرم، اولا به یک سایت و دو سایت اکتفا نمی‌کنم و حتما ده بیست سایت را می‌خوانم و دیگر آنکه چون می‌دانم که میزان اطلاعات واردشده در اینترنت به زبان فارسی اندک و نیز مغشوش است، حتما و حتما و حتما چندین سایت معتبر انگلیسی را نیز می‌خوانم تا مطمئن شوم که آنچه در اینترنت نوشته‌شده، صحیح می‌باشد
اگر علیفر اندکی هوش و سواد داشت که ندارد، آنگاه خیلی ساده روی گزینه English سمت راست صفحه فارسی ویکی‌پدیا کلیک می‌کرد تا به صفحه انگلیسی برود که همیشه اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به بخش فارسی دارد و معتبرتر است و معمولا توسط افراد خبره در خارج نوشته و مدام بازبینی می‌شود
سایت ایلنا شرح افتضاح علیفر و نیز گفتگو با آن جوان که علیفر را دست انداخت، منتشر ساخته و آن جوان نیز به درستی گفته که قصدش آن بوده تا نشان دهد که "صداوسیما به مخاطب خودش اهمیت نمی‌دهد، بالاخره یک جا مخاطب به ستوه می‌آید. باید قبول کرد که گزارشگرهای ما قدیمی شده‌اند و مثل گزارشگرهای خوب دنیا عمل نمی‌کنن"
انصافا حرف آن جوان و منطق نهفته در آن صحیح و جالب توجه است و دستش درد نکند که این کار را کرده!

حال که پیامک این فرد زنا‌زاده و بی‌پدرمادر و بیسواد به دستم رسید، بی‌مناسبت نمی‌بینم تا یکی دو نکته را در ادامه مطلب قبلی‌ام بنویسم، چون آن شب خسته شدم و حوصله نکردم بیشتر بنویسم و منتشر سازم▼▼▼

ببینید، اینهمه اصرار برای آنکه رضا ثابت کند که "ریخاد رتی" صحیح است و علیرضاشفیعی خودش را به آب و آتش بزند تا به دیگران بقبولاند که "ریشارد رتی" درست می‌باشد، از اساس برخطاست زیرا یک لحظه به اسامی مهمتر از آن مانند آلمان یا مجارستان یا روسیه یا بلژیک فکر کنید و بروید ببینید که خودشان به کشورشان چه می‌گویند و سپس به املای انگلیسی نام این کشورها نیز نظری افکنید تا گوشی دستتان بیاید که موضوع تلفظ و نگارش اسامی خارجی بیش‌ از اینها سیال است که هر ننه‌قمری بخواهد برای آنها قانون وضع کند
کدام فرد آلمانی به کشورش می‌گوید آلمان؟
کدام روسی به کشورش می‌گوید روسیه؟
کدام مجار به کشورش می‌گوید مجارستان؟
راستش را بخواهید فکر نمی‌کنم بجز اسم کشور بسیار دوست و همسایه و دارای روابط دیرینه به نام بورکینافاسو؛ ما ایرانیها، نام هیچ کشور دیگری را درست بنویسیم و تلفظ کنیم!
وقتی نام کشورها را درست ننویسیم آنوقت می‌خواهید که اسامی میلیاردها فرد خارجی اعم از مرده و زنده را درست بنویسیم و بخوانیم؟
درثانی مگر خارجی‌ها اسامی ایرانی و نیز نام شهرهای ما را درست می‌نویسند و تلفظ می‌کنند که امثال رضامهدی‌پور و علیرضاشفیعی اینقدر خودشان را هلاک می‌کنند تا طرحی نو درافکنند؟
هیچ واژه‌ای به خودی‌خود معنا ندارد مگر آنکه عده‌ای از مردم آن واژه را در ذهن خویش به یک "چیز" متصل کنند و بار معنایی دهند و سپس کلمات، یواش‌یواش شکل می‌گیرند

لابد اکثر شما یادتان هست که یکبار رضامهدی‌پور درباره یک نوع خاص عکاسی نوشت: تنگ ماهی
برایش توضیح دادم که "تنگ ماهی" غلط است و باید بنویسی "چشم ماهی"
اما او با لجاجتی کودکانه باز هم برداشت نوشت "تنگ ماهی"، انگار که چیزی از سواد من کم شد و نه انگار که مردم دانا به بیسوادی او خندیدند
می‌دانید چرا به آن نوع عکسها می‌گویند "چشم ماهی"؟
زیرا چشمهای ماهی برخلاف انسان و بسیاری از جانوران در دو سمت کاملا مجزای سرش قرار دارد و هرچشم یک سمت خاص را می‌بیند و اگر میدان دید چشم ماهی‌ها مانند انسان بود آنگاه آنها نمی‌توانستند روبروی خود را ببینند و خیلی ساده در دام شکارچیان دریایی می‌افتادند و به همین دلیل چشم آنها در تغییرات تکوین چند ملیارد ساله به گونه‌ای طراحی شده که بتواند حدود ۱۸۰ درجه را ببیند و سپس از ترکیب میدان دید چشمهای چپ و راستش و پردازش مجموع آنها در مغز ماهی، می‌تواند به دیدن جلوی خویش نیز نایل آید
بنابراین وقتی صنعت-هنر عکاسی بوجود آمد و متخصصان برای تصاویری که با لنزهای زاویه باز می‌گیرند، نام "چشم ماهی را گذاردند
خب آیا اینکه بنده از دوران کودکی بجای آنکه مانند شما عقب‌مونده‌ها توی کوچه به کتک‌کاری و فحش‌دادن و تنبلی و اتلاف‌وقت بپردازم، نشستم در زمینه عکاسی کار کردم و حتی خودم دوربینهای خاص ساختم تا بتوانم تصاویر موردنظرم را بگیرم، برای من مایه ننگ است؟ و ادای روشنفکری‌ست؟ یا سختکوشی و سزاوار تحسین و آفرین و سرمشق‌قرارگرفتن نسل کودک و نوجوان تا مانند شما داعشی و بیسواد و زنازاده بار نیایند؟

و مکدرم از افرادی که خود را دوست من می‌دانند و خودشان سایت و وبلاگ دارند و در فضای شطرنج ایران می‌چرخند و پشت پرده از طریق تلفن یا ایمیل یا تلگرام، با من در ارتباط دائم هستند و بویژه اخبار مربوط به افراد وقیح و بیسواد را برایم می‌گویند و سپس وقتی می‌بینند که تقریبا هر روز یک نره‌خری با حسادت و زنازادگی به من می‌تازد و وقتم را می‌گیرد؛ هیچ کمکی به من نمی‌کنند و حداقل در وبلاگ و سایت خود یک تشر به آن شخص ملعون نمی‌زنند و از من حمایت به عمل نمی‌آورند
و امروز خیلی سرراست به امثال احمد و جفره و بسیاری دیگر می‌گویم که من حواسم هست که رفتار شما نشان از بس‌شرافتی محض دارد و خوتان دست‌تان با افراد زنازاده و بیسواد توی یک کاسه است و می‌ترسید که چیزی برعلیه آن شخص بیسواد و بی‌شخصیت بگویید تا او نیز متقابلا اسرار گه‌کاری شما را در مقاطع مختلف روی آب بریزد و فکر نکنید که من درباره شما و گه‌کاریها و دزدیهای شما در مواقعی که مصدر کار بوده‌اید، چیزی نمی‌دانم؛ خیر! همانگونه که شما اخبار گه‌کاری سایر افراد ناباب را به من می‌گویید، دیگران نیز درباره گه‌کاریها و دزدیهای شما برایم می‌نویسند
این را نوشتم تا خیلی سرراست به شماها که ادعای رفاقت با من دارید، بگویم و بدانید که در چشم من یک منافق هستید و لاغیر که اگر نبودید آنگاه نمی‌گذاشتید هرروز یک زنازاده و بیسواد، از شما باج بگیرد و شما را وادار به سکوت کند و به من بتازد
آیا متوجه شدید دوستان نیمه‌راه و منافق؟
هنوز هم می‌خواهید از کامبوزیا و مهردادپنبه حمایت کنید و برعلیه مداحی بشورید و در لحظه آخر نعل وارو زنید؟
فکر نمی‌کنید که دورویی و ندانم‌کاری نیز حدی دارد و بد نیست که این آخر عمری قدری به هجی‌کردن کلماتی چون شرافت و امانتداری و حق‌طلبی بپردازید؟

طرف حدود یکسال قبل، وقتی بار نخست و از طریق تلفن با من تماس گرفت و حدود چهار ساعت حرف زدیم و من نامی از قهرمان‌بزرگ و کبیر شطرنج جهان یعنی حضرت ایوه بردم، فوری حرفم را قطع کرد و گفت ایرج‌جان تلفظ صحیحش اووه یا اوی‌وه است و کاظم‌مرتضوی این را به من گفته و سپس همین آدم از دو سه روز قبل هی قربون صدقه‌ام می‌رود که ایرج‌جان خوب کاری کردی که به رضا و شفیعی و خیرخواه تذکر دادی تا اینقدر با کلمات بازی نکنند!
آدم نمی‌داند از اینهمه وقاحت و دورویی به کجا پناه ببرد؟

داعشیان ایران تاکید می‌کنم که خیلی خوشید به مولا!

 چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



بنده خاک‌نشینان ره میکده‌ام


دیشب در حین بازی فوتبال آلمان با اکراین در مسابقه جام ملتهای اروپا، بنده و شما بارها شنیدیم که عادل‌فردوسی‌پور به اسامی چند بازیکن آلمانی و اکراینی اشاره کرد و درباره تلفظ صحیح نام بازیکنان شرح‌سودی داد که عرض خود برد و زحمت ما داشت
این روزها نیز دیدم که رضامهدی‌پور نیشگونی به نام "ریچارد رتی" گرفت و در سایت درپیتی‌اش آن را "ریخارد" نوشت و توی پرانتز نیز تاکید دوباره داشت بر لجاجت و فخرفروشی بی‌مایه خویش
یکی از دوستان دانا و محقق‌ام، همان روز که رضا این دسته‌گل بیمزه را به آب داد، برایم نوشت که فلان مترجم نیز سالها قبل عادت داشت نام "ریچارد رتی" را چنین بنویسد: "ریشارد رتی"
امشب می‌خواهم به اختصار و یکبار برای همیشه به امثال عادل‌فردوسی‌پور و رضامهدی‌پور تذکر قانون اساسی دهم که باباجون دست ازین خاله‌زنک‌بازیها بردارید و اگر سواد دارید، سواد خویش را به صورت مفید و در ماهیت ژرف معانی، نشان دهید نه آنکه به بزک‌دوزک بپردازید و با دستکاری اسامی خارجیها برای خویش اعتبار خنک و بیمزه، جور کنید
بنده از زمان کودکی تاکنون که بیش از نیم‌قرن شده، همواره عادت داشتم و دارم که نام کوچک رتی‌کبیر را به صورت ریچارد ببینم و بخوانم و بنویسم و هیچ آسمانی نیز به زمین نیامده و از افسون و هوش نابغه‌ای چون "ریچارد رتی" نیز سرسوزنی کاسته نشده و اگر در خانه کس است بهتر است به درک اندیشه و نبوغ و روش شطرنجی حضرت رتی نایل آید نه آنکه برای اثبات ریچارد یا ریخارد یا ریشارد بودن به اتلاف‌وقت خویش و دیگران بپردازد

حدود سی سال قبل صدای چکاچک نبرد دو غول زبانشناسی ایران به اسامی دکتر محمدرضاباطنی و ابوالحسن‌نجفی در فضای روشنفکری ایران پیچید و بسیار چیزها را برای همه ایرانیان روشن ساخت، نبرد دو همشهری اصفهانی بود!
نبرد از آنجا آغاز شد که دکترنجفی کتاب "غلط ننویسیم" خود را در سال ۱۳۶۶ منتشر ساخت و دکترباطنی اوایل سال ۱۳۶۷ یک مقاله بلند‌بالا در سه قسمت به چاپ رساند با عنوان "اجازه دهید غلط بنویسیم" که حدیث مفصل می‌توان خواند ازین مجمل!
یکی از مهمترین بخشهای نبرد اندیشه دو زبانشناس ایران بر سر تلفظ صحیح یا ناصحیح واژگان خارجی بود که خود را به زبان فارسی تحمیل نموده‌اند
بدنیست این نکته را نیز برای آگاهی خوانندگان گرامی وبلاگم بنویسم که در سال ۱۳۳۳ یک کتاب چاپ گشت با عنوان "غلط ننویسیم" که نویسنده آن آقای فریدون‌کار بود و سعیدنفیسی نیز مقدمه‌ای برآن نوشت و توسط انتشارات گوتنبرگ چاپ شد
البته فریدون‌کار نوشته خود را در دهه ۱۳۲۰ نوشت و به صورت پاورقی در نشریه سپیدوسیاه به چاپ رساند ولی نمی‌دانم چرا در آن زمان نام اصلی خویش را پنهان کرد و اسم مستعار علامه را زیر نوشته خود گذاشت
باری، نجفی در ابتدای کتاب "غلط ننویسیم" خود به واژه اتاق اشاره کرد و درباره آن چنین نوشت:
این کلمه را گاهی به صورت اطاق می‌نویسند، ولی چون اصل آن ترکی است و در ترکی مخرج "ط" وجود ندارد بهتر است که به صورت اتاق نوشته شود

دکتر باطنی نیز چنین پاسخ داد:
هریک از صداهای زبان در نقطه‌ای از مجرای صوتی ( که از چاکنای یا محل سیب‌آدم شروع و به لبها ختم می‌شود) تولید می‌گردد. در اصطلاح بعضی از زبانشناسان این نقطه واجگاه و در اصطلاح بعضی دیگر مخرج نامیده می‌شود (واژه مخرج یعنی محل خروج که در اینجا مراد محل خروج صوت است) مثلا وقتی می‌گویند "مخرج همزه چاکنای است" منظور این است که صدای همزه در محل چاکنای تولید می‌شود. حال اگر در زبانی صدای همزه وجود نداشته نباشد و شما بگویید در این زبان مخرج همزه وجود ندارد، مثل این است که بگویید اهل این زبان چاکنای یا بیخ‌حنجره ندارند. ولی واقعیت این است که سخنگویان این زبان چاکنای دارند منتها از آن برای تولید صدایی که در زبانشان کاربرد داشته باشد استفاده نمی‌کنند.
در زیر مدخل اتاق و در چندین جای دیگر، استاد نجفی می‌نویسند: "در ترکی مخرج "ط" وجود ندارد." و البته منظورشان این است که که در ترکی صدای "ط" با آن کیفیتی که تلفظ آن در در عربی دارد وجود ندارد. بنده به استاد نجفی اطمینان می‌دهم که همه ترک‌زبانها مخرج "ط" دارند ولی از آن استفاده نمی‌کنند چون در زبانشان صدای "ط" یافت نمی‌شود. ممکن است استاد نجفی جواب بدهند که قدما مخرج را در این معنی، یعنی در اطلاق به صدا، نیز به کار برده‌اند.
پاسخی که به ایشان خواهیم داد این است:
آنچه قدما با دانش ناقصشان از آواشناسی گفته‌اند برای علم زبانشناسی امروز حجت نیست. به علم زبانشناسی و پیشرفتهای آن در دیگر کشورها کاری نداریم، بیست و چند سال پیش نخستین گروه آموزشی زبانشناسی در دانشگاه تهران بنیاد نهاده شد و امروزه اکثر دانشگاه‌های کشور رشته زبانشناسی دارند. در این مدت، چندین کتاب و دهها مقاله تنها در زمینه آواشناسی به فارسی نوشته شده است. یکی از نتایجی که از این‌همه کار در زبانشناسی و بویژه در آواشناسی باید گرفته می‌شد این می‌بود که مولف محترم کتاب غلط ننویسیم دیگر نگوید "در ترکی مخرج "ط" وجود ندارد" بلکه تفاوت صدا و محل تولید صدا را بدانند و با زبانی دقیق‌تر از قدما صحبت کنند. اما متاسفانه می‌بینیم که این در مورد آقای نجفی مصداق پیدا نکرده است. چون ایشان همواره به قدما متوسل می‌شوند بد نیست به عرضشان برسانم که قدما وقتی می‌خواستند درباره کسی بگویند که در رشته‌ای یا زمینه‌ای مطلع هست یا نه می‌گفتند فلانی "اهل اصطلاح" است یا اهل اصطلاح نیست، یعنی اصطلاحات فنی آن رشته را می‌داند یا نمی‌داند. از آنجا که آقای نجفی اصطلاحات زبانشناسی امروز را درست به کار نمی‌برند امیدوارم نرنجند اگر به پیروی از قدما که حرفشان برای ایشان حجت است بگوییم: ایشان در زبانشناسی اهل اصطلاح نیستند.


توی پرانتز تذکر دهم که نوشته دکتر باطنی در خرداد و تیر و مرداد سال ۱۳۶۷منتشر شد و بنابراین باید سی سال به آن جمله ایشان بیفزاییم و اکنون چنین بنویسیم: "پنجاه و چند سال پیش نخستین گروه آموزشی زبانشناسی در دانشگاه تهران بنیاد نهاده شد"
خب دیدید که مطلب جدی‌تر و علمی‌تر از این حرفهاست که عادل‌فردوسی‌پور یا رضامهدی‌پور بخواهند درباره صحیح‌خوانی کلمات کشورهای دیگر برای ما شرح و تفسیر ارایه دهند و اگر همچنان اصرار بر آن دارند اول بگویند که مدرک فوق‌تخصصی خود را از کدام دانشگاه معتبر و زیرنظر کدامین اساتید سرشناس گرفته‌اند و سپس خیلی خودمانی به ما بگویند آیا اصلا کتابی در زمینه مباحث زبانشناسی و آواشناسی خوانده‌اند؟ حتی خواندن یک برگ روزنامه کیهان که از سبزی‌فروش سرکوچه ابتیاع نموده‌اند و موقع پاک‌کردن سبزی چشمشان به جمال کلمات افتاده باشد نیز کفایت می‌کند!!!
سه تا علامت تعجب به سیاق فرمایشت محمدخیرخواه گذاشتم تا دیگه نوشته‌ام، سه قبضه شده باشد

واقعیت ساده این است که متاسفانه کشور ما هر روز پسرفت می‌کند و دیگر هیچ نشانی از افراد باسواد در هیچ زمینه‌ای به چشم نمی‌خورد و اگر همین فردا یک ملاعمر یا ابوبکربغدادی در تهرووون یا رشت اعلام خلافت کند، بنده اصلا تعجب نمی‌کنم زیرا از همان زمانی که بی‌بی‌سی عکس امام را در ماه دید و شاه را بردند و جنگ و آوارگی نصیب ما شد، چیزی بجز بیسوادی و کشتار و فقر و نکبت و سیاهی و بستن دانشگاه و سوزاندن کتاب و کشتن روشنفکران و نویسندگان و شاعران، ندیدم و ندیدیم و اینها سرمنشا آن است که اکنون موجوداتی چنین بیسواد اما پررو در جاجای این مرزوبوم یافت شوند و روز روشن "اظهار فضله" نمایند

نمی‌دانم چقدر حضرت‌استادجلیل‌شهناز را می‌شناختید و آیا با ایشان دمخور بودید یا نه، ولی بد نیست اگر برایتان بگویم که ایشان بسیار رند و شیرین‌بیان بودند و مثلا وقتی در دهه پنجاه، در زمان شاه که جشن‌هنر شیراز بود و محمدرضالطفی روی صحنه می‌رفت و تارنوازی خشن خود را ارایه می‌داد، ازو پرسیدند که نظرتان درباره نوازندگی لطفی چیست و استادشهناز با لهجه شکرین خود فرمود که آقا ایشون ساز نمی‌زنه بلکه سازو می‌زنه!
چند سال قبل، کیوان‌ساکت که یکی از میوه‌های راستین حکومت آخوندهاست و خودش، خودش را برترین استاد موسیقی در تمدن‌بشری می‌داند؛ یک چیزهایی درباره موسیقی اصیل ایرانی "گل‌هم" کرد، و وقتی از استادشهناز پرسیدند که نظر شما درباره فرمایشت کیوان‌ساکت چیست؟ استادشهناز فرمود که جناب ساکت بهتر است ساکت باقی بماند!
حالا بنده نیز به تاسی از جناب‌استادجلیل‌شهناز به امثال عادل‌فردوسی‌پور و رضامهدی‌پور می‌گویم که بد نیست ساکت بمانید و چیزی نگویید که اسباب مضحکه گردد و حتی کودکان نیز بفهمند که بی‌دانش هستید

درمورد حروف خارجی (به هر زبانی) باید بدانید که فقط خود مردم آن منطقه می‌توانند آن را به صورت نسبی صحیح تلفظ کنند و لاغیر
و در هر کشوری (با فرض قدری وسعت و تنوع قومی) نیز نوع بیان کلمات و اسامی فرق می‌کند
آیا شما اینقدر بیسواد هستید که تاکنون نشنیده‌اید می‌گویند لهجه آکسفوردی یا کمبریجی یا نیوهمشایری؟
نشنیده‌اید می‌گویند فلانی زبان انگلیسی را با لهجه اسکاتلندی بلغور می‌کند و آن دیگری با لهجه ولزی؟
نشنیده‌اید که می‌گویند جورج‌بوش با لهجه تگزاسی حرف می‌زند و کلینتون با لهجه آرکانزاسی؟
اگر نشنیده‌اید خب بروید خودتان را از بالای برج میلاد بیندازید پایین تا ما از دست شما بیسوادها راحت شویم و اینقدر حرص نخوریم!!! ( سه تا علامت به یاد محمدخیرخواه گذاشتم برای سه‌قبضه‌شدن نوشته‌ام)
حالا زبان انگلیسی و آلمانی و اسپانیایی و روسی و فرانسوی توی سرتان بخورد، همین کشور گل‌وبلبل خودمان را درنظر بگیرید و اسم کوفتی خودتان را ببرید به یک تبریزی نشان دهید و به تلفظ ایشان گوش دهید تا در ثانیه اول بفهمید که آن شخص چجوری آن را بیان می‌کند و سپس به سنندج بروید و بشنوید اسم کوفتی شما چگونه تلفظ می‌شود و سپس به خرم‌آباد بروید و بشنوید اسم کوفتی شما چگونه بیان می‌گردد و سپس به اهواز بروید و پس از آن به بوشهر و آنگاه به شیراز و اصفهان و کرمان و زاهدان و مشهد و گرگان و ساری و رشت بروید تا با گوش خود بشنوید که مردم این کهن‌دیار چگونه با گویش مختلف خویش نام کوفتی شما را بر زبان می‌رانند و برای حسن ختام هم بد نیست سری به یزد بزنید تا یه‌تا یه‌تا جلوی اسم کوفتی خود و یه‌تا یه‌تا در انتهای آن بشنوید و دیگر راس‌راستکی بروید خودتان را از برج میلاد پرت کنید پایین تا ما از دست اسم کوفتی شما و مطالب کوفتی‌تر شما راحت شویم

راستش من نمی‌دانم که وقتی یک نفر هیچ چیزی برای بیان ندارد و دلش را به گذاشتن یک سطر کوتاه درباره اینکه مسابقه یادبود تال آغاز شد: اینجا و مسابقه کشور کروواسی تمام شد: اونجا، خوش کرده آنگاه با چه رویی هی اینهمه عشوه می‌آید و پیش خودش فکر می‌کند که پخی یا گهی شده است؟
بس است باباجون، خر خودتی

 دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



راه عشق کمین‌گاه کمان‌داران است

 

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


متاسفانه اکنون که ساعت پنج بامداد روز دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ است، مطلع گشتم که مادر گرامی آقای احمدرضایی‌قلعه به دیار باقی شتافته و خانواده محترم و بزرگ رضایی‌قلعه به سوگ نشسته است
به آقای احمدرضایی‌قلعه و بستگان ایشان صمیمانه عرض تسلیت می‌گویم و چون آقا‌احمد و بنده از سالها قبل با غم از دست‌دادن عزیزان خوگرفته‌ایم، شاید بی‌مناسبت نباشد اگر بنویسم تا بداند و بدانید که همیشه در این لحظات سخت سوگ، آن بیت حضرت‌خواجه‌بزرگ، جناب حافظ این مرزوبوم را زیرلب زمزمه می‌کنم:

نگه نداشت دل ما و جای رنجش نیست     زدست بنده چه خیزد؟ خدا نگهدارد


و یادم می‌آید به آن زمان که هنوز از احمد نرنجیده بودم و با هم مکالمه تلفنی می‌کردیم
چند بار احمد می‌گفت فلان موقع زنگ می‌زنم تا صحبت کنیم و سپس بدقولی می‌نمود و خبری از تلفن ایشان نمی‌شد
سپس روزهای بعد تماس می‌گرفت و می‌گفت که ایرج از دستم ناراحت نشو زیرا مادرم کسالت دارد و از بین همه بچه‌هایش فقط نام مرا صدا می‌زند و مرا می‌خواهد
غصه‌دار می‌شدم اما برای کم‌کردن فضای تیره گفتگو با احمد شوخی می‌کردم و می‌پرسیدم که مگر تو عزیزدردونه و بچه‌لوسه خانواده هستی؟ که احمد می‌زد زیر خنده و می‌گفت آره یه همچین چیزایی!
و برایم تعریف می‌کرد نمی‌داند چرا آن مادر اینک سفرکرده، مابین همه فرزندانش به احمد دلبستگی بیشتری دارد و اکنون با خود می‌اندیشم که حتما احمد نیز بیش از دیگران در فراق مادر می‌سوزد
امیدوارم که آقا احمد این حرفم را جدی بگیرد و به صورت منطقی سعی در عمل نمودن به آن کند که یادش باشد اولا همسر و پدر است و دوم اینکه متاسفانه از سالها قبل قدری کسالت مختصر دارد که آن کسالت با افسردگی بلافاصله چهره زشت خود را نمایان می‌سازد و بنابراین واجب است که احمد، حتما و حتما و حتما به خود آید و بیش از حد به ماتم ننشیند و در سوگواری غرق نشود تا انشالله سالها سایه‌اش بر سر خانواده و بویژه همسر و فرزندان عزیزش، مستدام باشد
دیگر چه بگویم؟
همه می‌دانیم که می‌رویم و آنگونه که دانشمندان می‌گویند، انسان تنها موجود شناخته‌شده‌ای‌ست که به مرگ خویش آگاه است و از سنین کودکی و به تدریج این معنا را می‌آموزیم و با آن زندگی می‌کنیم
ولی گویا آنچه امر را بر همه ما سخت می‌کند دو چیز است:
● گذر از آن درب و دالان تنگ برای رفتن ازینجا بدانجا
● نیامدن بازآمده‌ای تا به ما گوید راز

یاد مادر سفرکرده را گرامی می‌دارم و برای آقا احمد و خانواده گرامی و بزرگ رضایی‌قلعه آرزوی شکیبایی و سلامتی می‌نمایم

 دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



ارسال پیام و نظر خوانندگان گرامی وبلاگ توسط تلگرام و پیامک


خوانندگان گرامی وبلاگ شطرنجی‌ام می‌توانند دیدگاه خود را از طریق نشانی IrajRoozdar در تلگرام برای بنده ارسال نمایند
همچنین می‌توانید پیام تلگرام خود را مستقیما به شماره موبایل +98 933 202 8484 ارسال نمایید
پیامک 0933 202 8484 نیز کماکان آماده دریافت نظر شما می‌باشد
موفق و شاد باشید

 شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



چند توصیه و انتقاد به آقای محمد خیرخواه ( مترجم کتب شطرنج)


آقای محمدخیرخواه را نمی‌شناسم، متاسفانه نه چیزی از سوابق کاری و تحصیلات ایشان می‌دانم و نه از سن و تجربه ایشان باخبرم
اما با خواندن چند مطلب از ایشان در اینترنت، تقریبا مطمئن شدم که عاشق شطرنج است و در وادی عشق نیز منفعل نیست و بسیار کوشا می‌باشد و بویژه کمرهمت بسته تا با ترجمه کتب و مقالات شطرنجی، به سهم خویش در ارتقای فرهنگ شطرنجی ایران فعال باشد که همه اینها سزاوار تحسین است
اما لازم می‌دانم چند نکته فنی را خدمت ایشان عرض نمایم بلکه آیینه ذهنش بری از غبار گردد و هرچه بیشتر بدرخشد

محمد خیرخواه مترجم کتاب شطرنج شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog



تصویر فوق را از متن ترجمه ایشان بعنوان نمونه برگزیدم و در اینجا نمایش دادم
آقای محمدخیرخواه توضیح مبسوط فرموده که این بخش را از فصل ۳۳ کتاب Analytical Manual تالیف مارک‌دوورتسکی (Mark Dvoretsky) ترجمه نموده و در قالب یک فایل PDF برای علاقمندان شطرنج به رایگان منتشر نموده است
چیزی که هنگام مطالعه متن ترجمه ایشان مایه حیرت بنده شد، همان عبارت کذاست که در تصویر ملاحظه می‌فرمایید: آلخین به اشتباه به این حرکت علامت تعجب (!) داده است
آقای محمدخیرخواه و سایر مترجمین و نویسندگان باید توجه نمایند که حروف و علایم و واژگان زبان فارسی را نمی‌توان جعل نمود و معانی من‌درآوردی بر آنها منظور نمود
می‌دانم اکنون در نظام احمقانه و افتضاح تدریس زبان فارسی از دبستان و دبیرستان (بلکه گاه تا برخی کتب دانشگاهی) که متاسفانه به دست یک مشت جاهل صورت می‌پذیرد، به اشتباه علامت ! را با عنوان علامت تعجب، معرفی می‌نمایند و تقریبا مطمئنم که این تعریف اشتباه، ملکه ذهن آقای محمدخیرخواه و اغلب مردمان هست ولی انسان دانش‌پژوه و اندیشمند نباید عقل خود را به دست امثال حدادعادل بیسواد بسپارد و هرچه در کتب دروغین و پراشتباه درسی به چاپ رسیده را عینا قبول کند و درباره آن به تحقیق و تعقل نپردازد
تعریف علامت ! را می‌توانم با کلماتی نظیر تاکید، تحسین، تایید بیان کنم و در زمان شاه که بجز کتب تاریخ و اجتماعی، بقیه کتابها توسط فرزانگان و نخبگان فن نوشته می‌شد، به ما می‌گفتند که علامت ! نشانه تاکید و تایید و تحسین است و راستش من وقتی می‌بینم یا می‌شنوم که نسل پرورش یافته در دامن آخوندهای بیسواد به این علامت می‌گویند: علامت تعجب، خیلی تعجب می‌کنم!
مثلا همین الان در گوگل جستجو کردم و دیدم که یک ابلهی با جهالت محض چنین نوشته:
علامت تعجب ( ! )
این علامت برای نشان دادن حالت‌هایی مثل تعجب، تحذیر، دعا، نفرین، دشنام، افسوس، خطاب، امر و مانند آن به کار می‌رود.
و سپس این ابله در صدر شاهدان مثال، جمله زیر را نوشته است:
این باغ، چقدر، زیباست!
خب آخه آدم احمق، زیبا بودن باغ، نشانه تعجب یا نفرین یا دشنام یا افسوس است که تو آن را به کار برده‌ای؟
مشخص است که هر آدم عاقلی با دیدن یک باغ زیبا، به تایید و تاکید و تحسین، درباره آن می‌گوید یا می‌نویسد؛ و آن علامت ! در پایان عبارت "این باغ چقدر زیباست"، گواه بر درستی نظر بنده و نفی نظر نویسنده احمق می‌باشد

اما از تعاریف نوابغ زمان ماضی و جاهلان کنونی که بگذریم، تازه می‌رسیم به مقوله مورد علاقه آقای محمدخیرخواه که همانا شطرنج است و ایشان به ترجمه یک کتاب شطرنج در مورد نبرد جالب لاسکرها پرداخته
در زبانشناسی دو مقوله نسبتا مجزا از یکدیگر داریم، بدین معنی که گاه نویسنده عام می‌نویسد و گاه خاص
ترجمه آقای محمدخیرخواه از نوع خاص است، یعنی به صورت خاص و فقط بر مقوله شطرنج و اصطلاحات آن دلالت دارد و نه چیز دیگر
خب، تعریف نشانه‌هایی چون !، !!، ?!، ??، و غیره کاملا مشخص و خدشه‌ناپذیر است و هرگز در هیچ کتاب شطرنجی از علامت ! با عنوان تعجب نام برده نشده بلکه آن را نشانه حرکت خوب یا حرکت قوی می‌دانند و بس
برای ارتقا دانش آقای محمدخیرخواه و سایر مترجمین و نویسندگان شطرنجی، لازم می‌دانم که چند نشانه مختص شطرنج را با تعریف دقیق انگلیسی آن ارایه دهم تا زین‌پس همگان حواسشان را جمع کنند و درست بنویسند:

!! (an excellent move)
! (a particularly good—and usually surprising—move)
!? (an interesting move that may not be best)
?! (a dubious move – one which may turn out to be bad)
? (a bad move)
?? (a blunder)


بنابراین کاربرد کلمه "تعجب" در متن ترجمه آقای محمدخیرخواه کاملا نادرست و گمراه‌کننده و نامعقول در فهم و تفسیر شطرنج می‌باشد و ایشان باید ذهن خود را ورز دهد تا زین‌پس از واژگان صحیح استفاده نماید
یکبار دیگر به تصویری که از ترجمه آقای محمدخیرخواه نشان دادم توجه بفرمایید و ببینید که آیا مراد مارک‌دوورتسکی آن بوده که آلخین از حرکت لاسکر تعجب کرده یا آن حرکت را ستوده و آن را خوب ارزیابی نموده است؟
درواقع آلخین‌کبیر به حرکت 30.Ne3 علامت ! داده و آن را ستوده یا به قول انگلیسی‌ها Good move ارزیابی کرده است

می‌دانید می‌توان برخی چیزهای روزمره زندگی را با خاله‌خانباجی‌بازی و رفتار حموم‌زنونه کانون داوران شطرنج ایران به رهبری احمد ملقب به شیربهشهر بیان نمود و یک‌راست به بهشت برین رفت و با جنتی‌جون همنشین شد اما یک دسته از کارها را باید کاملا دقیق و اصولی و با توجه به منطق درونی آن انجام داد و حتی یک اشتباه کوچک نیز قابل اغماض نیست که نیست و فرد خاطی را باید فلک کرد تا عبرت سایرین گردد!

یکی دیگر از موارد آزاردهنده در نثر آقای محمدخیرخواه، عدم توجه به حفظ استقلال کلمات و نوع نگارش آنها می‌باشد که امیدوارم با مطالعه کتب مرجع ( و نه کتب تالیف امثال حدادعادل) به درک لازم رسد و نثری تمیز در قلم خویش داشته باشد
راستش حیفم می‌آید که می‌بینم آقای محمدخیرخواه مشتاق ترجمه کتب شطرنج است و حتما از نظر شخصیت درونی نیز اعتقاد به گسترش نظریه‌های شطرنج دارد اما ابزار نثرش الکن و ناهمگون با آتش درونش می‌باشد

یک چیز دیگر نیز در پایان کار به اختصار می‌گویم و می‌دانم آقای محمدخیرخواه و سایر عزیزانی همسو با شخصیت وی، آنقدر تیزهوش می‌باشند که نکته را به سهولت دریابند:
اگر به پیشگفتارهای آقای محمدخیرخواه در ابتدای کتب یا مقالاتی که ترجمه می‌کند توجه بفرمایید یا اگر به متن معرفی کتاب یا مقاله یا حتی فیلم‌هایی که در اینترنت می‌نگارد، نظری به دقت بیندازید؛ متوجه می‌شوید که ایشان یک مشت تعریف و تمجید اغراق‌آمیز و کلیشه‌ای را فراگرفته و برای هر چیزی به کار می‌برد و تصور می‌کنم اگر بنده یک روز ایشان را ملاقات کنم و سپس چند متن پیشگفتار و معرفی کتب و مقالات و فیلمها را با حذف نام اثر، نشان ایشان دهم، خود وی نیز نمی‌تواند تشخیص دهد و بگوید که این پیشگفتار و معرفی و آنهمه تعریف و تمجید اغراق‌آمیز متعلق به کدام کتاب یا مقاله یا فیلم شطرنجی است! و خب این چیز خوبی نیست و بیشتر به آگهی‌های بازرگانی که برای چیتوز طلایی نشان داده می‌شود شبیه است تا پیشگفتاری که درخور شان یک کتاب وزین شطرنج باشد
فکر می‌کنم نکته را دریافته باشید

این هم چیزکی بود که در این ظهر جمعه نوشتم تا به یادگار و برای قضاوت اذهان عمومی از بنده بجا بماند، خدا را چه دیدی شاید چند ساعت دیگر سکته مغزی بعدی به سراغم آید و شما بدجنسها با خوردن حلوای بنده یک دلی از عزا درآورید!

به قول داش‌رضای همیشه وزین: بای، تنکس، اوپس، کاروآنا در ۲۰۱۵ قهرمان جهان می‌شود، کاروآنا درجه الو کاسپارف و مگنوس را درهم شکست ( گاهی شک می‌کنم که کاروآنا دخترخاله داش‌رضا است و ما خبر نداریم!)
درضمن من همیشه دعاگوی استاد محمدزارعی و استاد کاظم‌مرتضوی در کنار استاد داش‌رضای‌وزین بوده و هستم و خواهم بود تا جونم دربیاد!

 جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد



چند شرح و تصویر از حضرت سوزان پولگار


امروز که همه‌چی آرومه، من چقدر خوشبختم و در دنیای شطرنج، آب از آب تکان نمی‌خورد، برآن شدم تا قدری سربه‌سر حضرت شازده‌خانم سوزان‌پولگار کبیر بگذارم و چند عکس و چند نوشته از ایشان را در وبلاگ درپیتی‌ام ارایه دهم


سوزان پولگار عاشق اتومبیل کلاسیک شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


سوزان تصویر فوق را در اینترنت منتشر ساخته و زیر آن نوشته که عاشق اتومبیل‌های کلاسیک است!
انصافا اتومبیل بسیار زیبایی نیز هست و باید به سلیقه خوب سوزان آفرین گفت


سوزان پولگار و مسابقه تلویزونی در هند شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


تصویر فوق از یک برنامه مسابقه تلویزیونی در کشور هند است و مجری از شرکت کنندگان پرسیده که " آن کدام رشته ورزشی‌ست که خواهران پولگار از سرآمدان آن می‌باشند؟" و از چهار رشته ورزشی نام برده: شنا، تنیس، بدمینتون و شطرنج
حضرات شرکت‌کننده نیز خیلی توی فکر فرو رفته‌اند و یحتمل تا قیام‌قیامت نیز قادر به رمزگشایی این معادله وحدت میدان‌های بوزون‌هیگز در شتابدهنده سرن نیستند که نیستند و به همین دلیل، سوزان با شیطنت چنین نوشته:
من در شگفتم که کدام گزینه، پاسخ درست است؟

I wonder what is the correct answer?

خلاصه حدیث مفصل بخوانید ازین مجمل که گریبانگیر مغزفندقی‌های جهان بوده و هست و خواهد شد!


سوزان پولگار به بهشت می‌رود شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog


سوزان زیر تصویر جادویی فوق مرقوم فرموده که به زودی بدانجا خواهم رفت و استراحت می‌کنم و قدم می‌زنم و غیره و غیره و غیره
ولی اشاره‌ای نکرده است که نام این مکان چیست و در کدام کشور قرار دارد؟
خلاصه خوش به سعادتش ، انشالله ایام بر ایشان و بر همگان با شادی و نیکی قرین باشد


و این بود یادی از بانوی بزرگ شطرنج جهان: حضرت استاد سوزان‌پولگار کبیر

تا درودی دیگر بدرود!

 جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد