ذهن آتشین

یادداشتهای شطرنج ایرج روزدار

محمدخیرخواه پاسخ دهد: پیکان می‌سازی یا پورشه؟ خائن هستی یا خادم؟


محمدخیرخواه که هنوز در علامت تعجب گیر کرده، برای هزارمین بار در ایام اخیر به تبلیغ کتاب عهدعتیق برونشتین درباره مسابقه ۱۹۵۳ پرداخته و مژده داده که "دوست گرامی‌اش" محمدرضا صالح‌زاده در گوش وی گفته است که در حال ترجمه "کتاب نفیس تورنومنت زوریخ 1953، نوشته دیوید برونشتین" می‌باشد و خیرخواه مانند مجریان خام و شیک در برنامه‌های تلویزیونی شبکه معارف، خسته نباشید گفته و دست به دعا برداشته تا صالح‌زاده اگر آب در دست دارد، زمین بگذارد و خیلی مشتاقانه کتاب نفیس را آماده‌شدن ترجمه کند!!!
تقریبا مطمئنم که این محمدخیرخواه همیشه در کلاس درس فارسی به خواب می‌رفته که اینقدر در نگارش به زبان فارسی تپق می‌زند؟
مثلا به فتوای خیرخواه زین‌پس برای پاسداشت زبان فارسی باید بنویسیم "تورنومنت" و آنهایی که تاکنون می‌نوشتند "تورنمنت" اصلا باید بروند بمیرند! ( خدایا اندکی عقل به بعضی‌ها و خیلی بیشتر از اندکی، پول به من بده؛ آمین یا رب‌العالمین!)

محمدخیرخواه البته آرزوی خیر خود برای صالح‌زاده را هویجوری و پادرهوا بیان ننموده و بر خود واجب دیده که هزارتا آگهی تجارتی برای سناتوری‌بودن "جنش خوب کتاب" و صدهزارتا نوک‌ونیش به دیگرانی که می‌گویند "باباجون بروید یک ذره هم از مگنوس و کاروآنا و نیز از برنامه‌های کومودو و استاک‌فیش و هودینی و ربکا بیاموزید" به هوا بفرستد بلکه خیلی به شطرنج کشور کمک کرده باشد و انشالله همین روزها که احسان چهل ساله می‌شود جشن قهرمانی شطرنج جهان را در محله فمنیستی آب‌منگل تهرووون و ۱۴۰ سال دیگر نیز جشن قهرمانی سارا را در محله پاچنار جنب تکیه دباغخانه، برگزار نماییم و همش بزنیم و برقصیم و قر بدهیم و ازین کارهایی که جنتی و علم‌الهدی تبلیغ می‌کنند

البته از قدیم گفته‌اند که دروغگو نه تنها کم‌حافظه است بلکه بسیار بیسوات نیز هست و نمی‌تواند نوشته‌های خود را از رو بخواند چه‌رسد به آنکه برود به تحلیل بازیهای مگنوس و کاروآنا و کومودو و استاک‌فیش مشغول گردد
به قول حاج‌سعید، مستندات می‌خواهید؟ بفرمااااااااااا (به شرح ذیل)
یک روز ما از خوب برخواستیم و زدیم رو کانال خیرخواه و دیدیم که ایشون برداشته یک متن بلندبالا از شیخ و پیر و مرادشون یعنی مارک دوورتسکی ملعون را ترجمه کرده است ( خیرخواه به ترجمه می‌گوید برگردان و من باز هم شک می‌کنم که او یا در کلاس فارسی خواب بوده و یا جیم می‌شده و به فوتبال و برگردون‌زدن توپ می‌پرداخته که چنین مغشوش و هرکی‌به‌هرکی می‌نویسد؛ اصلا این محمدخیرخواه برای خودش یک فرهنگستان مستقل است و هنوز آق‌حداد نفهمیده که نفهمیده)
خلاصه در آن متنی که خیرخواه از دوورتسکی ترجمه کرده بود، برهمگان واضح و مبرهن گردید همه افرادی که تاکنون فکر می‌کردیم نوابغ شطرنج هستند از آدم‌وحوا گرفته تا آلخین و کاسپارف، هیچی از شطرنج و تفسیر شطرنج بلد نیستند و همه‌شان در آفساید قرار دارند و دوورتسکی به کمک برنامه‌های کامپیوتری اثبات نموده که ختم‌کلوم، تموم چیزهایی که آنها درباره مسابقه زوریخ ۱۹۵۳ نوشته‌اند به اندازه مزرعه زرشک هاله‌نور ارزش ندارد و باید انداخته شوند در سطل زباله
حالا امروز صبح نمی‌دانم محمدخیرخواه از روی کدام دنده بلند شده که طرفدار مسابقه زوریخ ۱۹۵۳ گشته و خداقوتی هم برای صالح‌زاده هوایی نموده است؟
باباجون آدم عاقل اول فکر می‌کند و سپس زمین را کودیاری می‌نمایاند

جالب است خیرخواه که اون برگردون را توی هوا از نوشته دوورتسکی و در رد تفاسیر آلخین تا کاسپارف زده، یک مقدمه پرسوزوگداز درباره واجب‌بودن خواندن آثار قدیمی شطرنج نوشته است ( خیرخواه مانند همه افرادی که قبله‌شان لندن است، بجای واژه "قدیمی" از واژه "کلاسیک" استفاده می‌نماید، لابد سفارت انگلیس به او اضافه حقوق می‌دهد که نوش‌جانش)
سطرهای آغازین دو نوشته خیرخواه را عینا نقل می‌کنم:
اگر در مورد مطالعه بازیهای کلاسیک مردد هستید، و یا مربی، دوست، یا خدای ناکرده استادی به شما توصیه کرده که وقت خود را پای اینگونه مطالعات تلف نکنید، به مقاله ای که در این زمینه تهیه کرده ام توجه کنید شاید دلایل مناسبی بر عیله این نظریه غلط بیابید!
و نیز:
اگر در کلاسهای آموزش شطرنج شرکت کرده باشید، حتماً به شما در مراحل میانی دوره آموزشی، توصیه خواهد شد که بازیهای کلاسیک را مشاهده و به دقت بررسی نمائید.
در این میان مراجع بسیار زیادی تا به حال تهیه شده است که بازیهای تورنومنت های سالهای گذشته را بررسی و تحلیل کرده اند.
در این میان می توان به سه جلد کتاب مربوط به بازی های آلخین که توسط شخص او تفسیر شده اند و یا کتابهای مربوط به بازیهای اسمیسلوف، باتوینیک، گلر، تایمانف، لاسکر، ... اشاره کرد.


یعنی الهی که همه عمه‌های جهان و بویژه لندن قربونش برن و اینا
طرف اصلا حواسش نیست که دو روز قبل خودش یک مطلب از دوورتسکی در رد فرمایشات آلخین تا کاسپارف ترجمه کرده و سپس امروز آمده و برای همان نوشتجات آلخین و معاصرانش تبلیغ جمیل نموده است؛ حالت خوبه عموجون؟

به همه شطرنجبازان و بویژه شطرنجبازان کودک و نوجوان و خانواده گرامی ایشان می‌گویم که اصلا به حرفهایی ازین‌دست توجه نکنید و اگر خواهان پیشرفت خود و فرزند خود در عرصه شطرنج هستید، همه وقت و پول و تلاش خود را برای سودجستن از تفکر برنامه‌های کامپیوتری شطرنج مصروف نمایید و بس (‌بروبچ ایران به این برنامه‌ها می‌گویند انجین، نه اینکه همه‌شان می‌خواهند در آینده راننده تریلی شوند!)

و اما یک نکته کلیدی برایتان بگویم تا بدانید چرا امثال خیرخواه چسبیده‌اند به ترجمه و تبلیغ نوشته‌های قدیمی و مرغ ایشان یکپا دارد و چلاق است
مسئله خیلی ساده است: ترجمه نوشته‌های قدیمی و هزاران بار تفسیر و درعمل به اجرا گذاشته‌شده، کاملا سهل و عامه‌فهم گشته و هر فرد ناشی نیز از آنها سردرمی‌آورد اما تحلیل بازیهای کومودو و استاک‌فیش و هودینی و ربکا و فریتز، فقط از عهده مغزهایی چون مگنوس و کاروآنا و آناند و کرامنیک برمی‌آید و بس، افتاد؟
خیرخواه و دوستانش و نیز همه کسانی که در فدراسیون شطرنج ایران نشسته‌اند از اون مهردادپنبه گرفته تا احسان و سارا و غیره و غیره، کاملا بیسواد و عاجز از تفسیر حرکات بازی‌های انجین‌های شطرنج می‌باشند و چون مغز خودشان علیل است و از سوی دیگر صداقت ندارند و می‌خواهند از بروبچ شطرنجباز و خانواده‌شان، پول گزاف برای تدریس چیزهای قدیمی و از رده خارج بگیرند و سپس بروند ساکن آمریکا شوند و خوش بگذرانند، بنابراین هی اینجا و آنجا می‌نشینند و می‌گویند که برای پیشرفت در شطرنج باید کتاب مسابقه سال ۱۹۵۳ را خواند و من باید یک پس‌گردنی آبدار به همه شیادها بزنم و بگویم که هوی خر خودتی و الان سال ۲۰۱۶ است و با هر الگوریتم جدید انجین که به بازار می‌آید، همه گشایشها و حرکات قبلی باطل می‌شوند و شتاب فهم شطرنج چنان پیشرفت کرده است که فقط بازیکنان دارای درجه الو ۲۷۵۰ به بالا می‌توانند لنگان‌لنگان خود را به آن برسانند و چیزکی از آن بیاموزند و لاغیر

سال قبل بود که مگنوس و کاروآنا داشتند بازی می‌کردند و من در سایتی رفتم که سوزان و رجب‌اف و نایجل‌شورت و بسیاری استادبزرگ دیگر نیز در آن بودند و داشتند درباره بازی مگی و فابیو نظر می‌دادند
در یک مقطع از بازی، مگی اندکی جلو افتاد و یواش یواش این نظر در بین بروبچ سایت قوت گرفت که مگی برنده بازی خواهد شد و این چیزی نبود بجز اینکه مگی عینا داشت مانند حرکات پیشنهادی انجین کومودو بازی می‌کرد
سپس در دو حرکت خاص، مگنوس از حرکات پیشنهادی کومودو سرباز زد و همین باعث شد که فابیو بتواند بازی را سرانجام به تساوی بکشاند و صفر بر صفر شود
وقتی بازی تمام شد، دیدم که نایجل‌شورت نوشت: بزن بریم به اندونزی!
من منظور نایجل را درک نکردم و ازو پرسیدم که آیا این یک اصطلاح در بریتانیا است؟ و نایجل پاسخ داد که خیر، منظورش این بوده که برویم به اندونزی که اژدهای کومودو در آن وجود دارد ( اسم انجین کومودو از نام یک جانور اندونزی اخذ شده است) و در ادامه توضیح داد که منظورش این بوده که اگر مگنوس حرکات پیشنهادی انجین کومودو را انجام می‌داد، می‌توانست برنده گردد و کاروآنا را شکست دهد

 شطرنج وبلاگ سایت ایرج روزدار یادداشتهای شطرنج تفسیر بازی شطرنج Iraj Roozdar Chess Site Weblog
Komodo dragon at Komodo National Park
Lesser Sunda Islands, Indonesia


بنابراین در دوران معاصر حرف اول و آخر را انجین‌ها می‌زنند نه کتابهای قدیمی و حرفهای تکراری نظیر آنکه مرکز را ببندید و سوارهای خود را گسترش دهید و قلعه روید و یک نفس عقیق بکشید و شبها هم خوب بخوابید تا بتوانید مانند احسان در سن چهل سالگی قهرمان جهان شوید!
کسانی که چنین چیزهایی را بلغور می‌کنند یک مشت شیاد و بیسواد هستند و فقط برای گرفتن پول گزاف از شطرنجبازان کودک و نوجوان این مهملات را تکرار می‌نمایند
هرکس حرفی برای گفتن دارد بیاید و درباره نحوه تفکر انجین کومودو و استاک‌فیش حرف بزند و گرنه خفه شود و برود سراغ شغل شریف هندوانه‌فروشی در کوچه عمه‌گرامی خود!

حکایت خیرخواه و دوستانش تکرار آن حدیث صنایع ورشکسته‌به‌تقصیر خودروسازی در ایران است که یک روز می‌روند کارخانه ورشکست‌شده تالبوت را از انگلیس می‌خرند و به اسم پیکان می‌آورند ایران و پزش را می‌دهند و منت بر سر خلایق می‌گذارند و روز دیگر فرانسویها، حلبی پراید را به زور به آنها قالب می‌کنند و این افراد خائن به مملکت، باز هم پز پراید را می‌دهند و اصلا هم توجه نمی‌کنند که باباجون فرانسویها سرتان کلاه گذاشتند که خط تولید از رده‌خارج‌شده و غیرقابل‌استفاده در اروپا را به شما انداختن و رفتن و شماها خائن به ملت ایران هستید و همین روزها که ۲۲ بهمن بالا گرفت، باز هم یک خلخالی دیگر همه شما را در نیم ساعت محاکمه و تیرباران می‌کند و تا ابد نام خود و خانواده خود را به گند می‌کشید
حالا خیرخواه پاسخ دهد که آیا مایل است همچنان به همان روال سابق و خائنانه حلبی پیکان و پیراید به خورد شطرنجبازان ایران دهد یا یک فکر اساسی می‌کند و خط تولید پورشه در کیلومتر پنج جاده آبعلی راه می‌اندازد؟
هرگاه شعور شماها به آنجا رسید که بفهمید چرا هنوز ایرانیها یک شطرنجباز درست‌وحسابی ندارند و دلشان به درجه الو ۲۳۰۰ و ۲۴۰۰ خوش است، آنگاه تازه متوجه فرمایشات‌گهربار من می‌شوید و می‌فهمید که سواد مدیریت و برنامه‌ریزی یعنی چه و باید چه خاکی به سرتان بریزید تا حداقل پنج فقره شطرنجباز در باشگاه ۲۷۰۰ داشته باشیم

یک چیز را در تفاوت شخصیت خودم با خیرخواه و امثالهم بنویسم بلکه یک مقدار گوشی دستتان بیاید:
حدود سی سال قبل وقتی قدم به دانشگاه‌های ایران می‌گذاشتید، زبان فرترن، زبان اصلی برنامه‌نویسی ایران بود و چند نفر استاد و دانشجو که خودشان را نابغه می‌دانستند برای اینکه یک گام فراتر آیند، به آموختن زبان درپیتی بیسیک مشغول بودند ( فرترن را در زمان جنگ جهانی دوم ابداع نمودند!!!)
در آن هیروبیر جهالت حاکم بر دانشگاه‌های ایران، من بلافاصله تشخیص دادم که جای زبان قادرمطلق سی در محیط علمی ایران خالی است و به همین دلیل حدود دو سال درب اتاقم را روی خودم بستم و با ریاضت‌کشی محض توانستم نخستین کتاب سی را بنویسم و در تهران به چاپ برسانم که خوشبختانه هیئت علمی دانشگاه تهران تشخیص داد آن کتاب بسیار باارزش است و آن را کتاب درسی اعلام نمود و حدود پانزده سال کتاب سی بنده در دانشگاه‌ها تدریس می‌گشت
حالا این درک و رفتار مرا با درک و رفتار محمدخیرخواه و امثالهم مقایسه کنید تا بهتر به تفاوت شخصیت من با آنها پی ببرید و هم شما و هم آنها بدانند چرا اینقدر حساس به نام ایران و ایرانی هستم و همیشه دلم می‌خواهد بروبچ ایران بهترین چیزها را داشته باشند و از آنها بهره ببرند ( از حضرات قائم‌مقام و امیرکبیر و مصدق آموختم، شما هم بیاموزید اگر تخم انگلیسی و آمریکایی نیستید)
فرمود، حضرت مولانا فرمود:

نه شبم، نه شب‌پرستم که حدیث شام گویم      چو غلام آفتابم، همه زآفتاب گویم


و این بود جواب من به آن انشای همیشگی که خیرخواه چون از کلاس فارسی بیزار بود و جیم می‌شد، هرگز نتوانست جوابی به آن بدهد: روز جمعه خود را چگونه گذراندید؟
افتاد؟
به قول داش‌رضامیرپنج: تنکس، بای، اوپس‌س‌س‌س‌س‌س

آخوندها به این می‌گویند بعدالتحریر:
آقایون و خانمها یک نفر که با پرهام‌مقصودلو پسرخاله‌دخترخاله و رفیق است، یواشکی در گوش وی و پدر و مادرش بگوید که پرهام حسابی اضافه وزن دارد و اگر به پزشک مراجعه نکند و رژیم غذایی سفت‌وسخت نگیرد، بهتر است شطرنجبازی را بگذارد کنار و برود توی خیابون ول بگردد زیرا همین روزهاست که اضافه‌وزنش باعث شود هرچه یاد گرفته به فنا رود؛ ملتفت موضوع شدید یا هنوزم گیج می‌زنید و در کیلومتر پنج آبعلی، حلبی پرایدتون ورقلمبیده؟ ( البته من به عکس شطرنجبازهامون که نگاه می‌کنم می‌بینم اغلب آنها دچار اضافه وزن هستند و این امر کار دست ایشان خواهد داد ولی در شرایط فعلی پرهام از بقیه چاق‌وچله‌تر است و باید به سرعت تحت معالجه قرار گیرد)

 جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۹۵  نویسنده: ایرج روزدار  
شماره کارت عابربانک:  6037  7016  6752  3481
شماره +98 933 202 8484 آماده دریافت پیام تلگرام خوانندگان گرامی است

کانال تلگرام شطرنج بنده به نشانی @NiceChess می‌باشد